ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
120
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
انسان را هم قبيح جلوه مىدهد ؛ « او گفت : سررشته حكمت حسن خلق است ؛ « او گفت : خواب مرگ سبكى و مرگ خواب طولانى است . بيكى از شاگردانش گفت : « بر زمانه تكيه نكن ، زيرا زمانه به كسانى كه به او تكيه كنند به زودى خيانت مىنمايد و هركس را كه روزگار زمانى خشنود كند ، بوقت ديگر او را ناراحت خواهد كرد ؛ « او گفت : كسى كه دوستى دنيا را به خود تلقين كند دلش از سه چيز پر مىشود : تنگدستى كه هيچگاه به بىنيازى نمىرسد و آرزوهائى كه هيچوقت بانها نخواهد رسيد و گرفتارىهائى كه هيچوقت تمامشدنى نيست ؛ « او گفت : به كسى كه مجبور گردى كه سرت را به او بگوئى ولى فاش ننمايد ، سرّت را به او مسپار . از او پرسيدند : چرا آب دريا شور شده است ؟ جواب داد : اگر برايم گفتى فائده اين سئوال براى تو چيست ؟ پاسخت را خواهم داد . « او گفت : هيچچيز ضررش بيش از جهل و نادانى و هيچ شرى از شر زنان بالاتر نيست . دختر بچهاى را ديد كه به او نوشتن مىآموختند . گفت : « شرى بر شر او زيادتر ننمائيد » . « او گفت : كسى كه بخواهد از كيد و حيلههاى شيطان نجات پيدا كند ، از هيچ زنى اطاعت ننمايد ، زيرا زنان نردبانى هستند كه بر سر راه شيطان قرار گرفتهاند و شيطان ناچار است از آن نردبانها بالا رود . بيكى از شاگردانش گفت : « اى پسر اگر ناچارى زن بگيرى ، ملاقات تو با آنها بايد مثل اكل ميته باشد ، زيرا فقط در موقع ضرورت بقدرى كه رمق انسان را نگاهدارد مىتوان اكل ميته نمود و اگر كسى اضافه از ميزان گوشت ميته بخورد ، مريض